+ love

اینو خودم کشیدم تقدیم به همه ی عاشقا

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۳٠
تگ ها:


+ شب ارزوها

بیادت آرزو کردم  که چشمانت اگر تر شد به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز

 

 

 

برایت دعا می کنم

هر شب که یاد خاطره های مهربانت خلوتم را بارانی می کند

هر شب که حضور مهربانت همه ی فضای قلبم را غرق در انتظاری بی پایان می کند

هر شب

هرگاه که نزدیکتر از همیشه با خدا درد و دل می کنم برایت دعا می کنم مهربان من

دعا می کنم که هیچ گاه جز به شوق، چشم های مهربانت غرق اشک نشود

دعا می کنم که هرگز دستهای پر مهرت تنها نماند

دعا می کنم که قلب عزیزت همیشه غرق در شادی باشد

و

دعا می کنم بهترین ها ازآن تو باشد 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها:


+ نا شکیبایی

                 

دلم پر می شود هر لحظه از اندوه تنهایی

                              مگر دستم بگیری یک نفس زین سوی رسوایی

  

 

          تمام آسمان در ازدحام آه من گم شد

            برایم مانده تنها ای شکیبا، ناشکیبایی

                                                

          گره خورده ست گویا رشته های سرنوشت من

                    مگر برخیزی و با دستهای خویش بگشایی!

               

           چرا پنهان کنم این عشق را در سایه تردید

                     که پیدایی و بی پروا مرا در خویش می پایی!

               

           همین جا دل به هم دادیم آری درهمین کوچه!

                           و روزی باز بی شک از دل این کوچه می آیی!

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها:


+ دیگر از من مخواه منتظرت باشم!

 

 

 

رویاهایم سوخت

آنچنان بریدی که باد؛

آخرین تکه های دلم را هم با خود برد!

هر چند قالب تهی نکرده ام هنوز...

و به نیم نفسی رنج می برم

اما

دیگر از من مخواه منتظرت باشم!

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها:


+ هر کس شبیه آرزوهایش می شود!

 

 

هر کس شبیه آرزوهایش می شود

تو شبیه چه آرزویی شده ای

که این قدر دوست داشتنی هستی ؟

 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها:


+  

××× دختری کنجکاو میپرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟ ×××

دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: .... راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفت: گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظماست
قاضی شهر گفت: عشق را فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم!

 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها:


+ صدای قلب نیست...!

 

صدای قــلــــب نیست ...

صدای پای تو ست که شب ها در سینه ام می دوی ....!!

کافیست کمی خسته شوی .....

کافیست ... بایستی ....!
 
 
 
 
نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها:


+ دلم میخاست

دلم میخواست اونجا بودم . نه اینجا ، جایی که بهش تعلق ندارم ، بین آدمهایی که از جنس من نیستن ، وسط درسهایی که فکر میکنم براشون ساخته نشدم .

نمیخوام بزنم زیرش . نمیخوام بگم کم آوردم . مطمئن باش حالا که تا اینجاش اومدم بقیه ش هم میرم . فقط دارم باهات درددل میکنم . منعم نکن از گفتن . بذار بگم .


حالا که دارم میگم بذار بگم . 1 لحظه خودتو بذار جای من . شاید میتونستم انتخاب دیگه ای داشته باشم . ولی اینو انتخاب کردم . خودم خواستم . به دلیلش کاری ندارم . انتخابش کردم . حالا فقط باید برم . تا ته تهش . پس بذار برای سبکی هم که شده بگم . بذار سبک بشم تا راحت تر برم . بذار بگم که دلم میخواست اونجا بودم ...

چیزی درونم مرده ،


انگار من مرده ام ...

کاش میگذاشتی دلم گرفته می ماند ...

      

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٤
تگ ها:


+ ارزو

ارزو میکنم

تو از ارزوهایم بروی

و او به ارزوهایم بیاید

مرا دیگر ارزو نکن

میخواهم ارزوی او باشم...

      

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٤
تگ ها:


+ جای خالی

جای خالی تو !

تو همه ی لحظه های زندگیم  !!!

تو وجودم

تو قلبم

از من یه سنگ ساخته

یه سنگ یخی که

سوزش داره خودمو

از بین می بره

 

خالی تر از همیشه ...

بی حس تر از همیشه ...

 

پر از حرف سکوتم !

 

عکس های متحرک بسیار زیبا Animation 

     

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٤
تگ ها:


+  

آهای دختری که اشکهایت چشمانت را خیس کرده است...

آهای...

کمی به خود بیاندیش...

زمینیان قدر اشکهایت را نمیدانند...

کسی نمیداند چه سخت است....

کمی بخود بیاندیش ...

اشکهایت گرانبهاترند....

تمام جهان به دنبال ثروت است ثروتت را بی بها نکن....

میان ستاره ات در آسمان و زمین قلب توست...

پله ها را یکی یکی بالا برو...

آسمان در دستت زنجیر است...

دستهایت را باز کن...برای رهاییت ....

آهای دخترک...

آهای دخترکی که قدر مروارید نمیدانی...

بخند...

روزی تمام خاطراتت را فراموش خواهی کرد...

اشکهایت را پنهان کن...

اینجا کسی قدر نمیداند....

عکس های متحرک بسیار زیبا Animation

     

 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۳
تگ ها:


+ انقدر

آنقدر مرا سرد کرد از خودش...

از عشق...

حالا بجای دلبستن،‌ یخ بسته ام !

آهای! روی احساسم پا نگذارید لیز می‌‌خورید .

عکس های متحرک بسیار زیبا Animation

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۳
تگ ها:


+ زن بمان

زن که باشی ...

درباره ات قضاوت میکنند .

دربارۀ لبخندت ، که بی ریا نثار هر احمقی کردی .

دربارۀ زیبایت ، که دست خودت نبوده و نیست .

دربارۀ تارهای مویت ، که بی خیال از نگاه شک آلوده ی احمق ها از روسری بیرون ریخته اند .

دربارۀ تو وزن بودنت ، عشقت و همسرت ، قضاوت میکنند .

تو نترس و زن بمان ، احمق ها همیشه زیادند .

نترس از تهمت دیوانه های شهر ، که اگر بترسی ، رفته رفته زن مردنما میشوی .

 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۳
تگ ها:


+ چشمهارا نباید شست

به سهراب بگویید....

چشمهاراشستم.....

جور دیگردیدم....

ودراین ماتمکده ی دنیایی...

جزچرکو پلیدی هیچ ندیدم!

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۳
تگ ها:


+ زندگی

زندگی می گذرد

با همه شادی و غم

گاه اهسته و کم

با وجودی پر غم

گاه شاد و خرم

هر چه باشد راحت

و سبک میگذرد

و فقط خاطره هاست

که میان دل ذهن من و تو می ماند

خاطری سبز بساز. . .

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۳
تگ ها:


+ نارفیق

نارفیق

 

رفاقتو تو حق من امشب تموم کردی رفیق گرفتی از من دستای عاشقیمو ای نارفیق



دارم می بینم اون روزا نه اون تورو به خواد نه تو نه راه برگشت واسه من نه راه جبران واسه تو
چه حالی داشتم حال اون روزامو دوریت تا الان تو دست من بود دستای اون که تو دستته الان
یه روز به حرفم می رسی امروز و یادت بمونه رفتنی می ره می دونم محال بارت بمونه
نارفیق بودی برام اهای رفیق با مرام زخم کاریتم نذاشته بال پروازی برام
دلتم خنک بشه پر دستم جای تیغ ضربه ی آخرتم به هدف خورده دقیق




نارفیق بودی برام اهای رفیق با مرام زخم کاریتم نذاشته بال پروازی برام
دلتم خنک بشه پر دستم جای تیغ ضربه ی آخرتم به هدف خورده دقیق
نارفیق بودی برام اهای رفیق با مرام زخم کاریتم نذاشته بال پروازی برام
دلتم خنک بشه پر دستم جای تیغ ضربه ی آخرتم به هدف خورده دقیق


آرزو دارم شبی عاشق شوی .آرزو دارم بفهمی درد را ،تلخی برخوردهای سرد را... 
 
 
دلم مرد نه به خاطر تو 

دلم را کشت دروغ تو ...
 
نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٢
تگ ها:


+ چت ایرانی

سوتی های خنده دار ایرانی (2)

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٢
تگ ها:


+ عکسهای عاشقانه و زیبا

http://image.royalfun.net/images/iildmd7syvyogb21nhm8.jpg

http://image.royalfun.net/images/vmmq2wuph56re57m2kh1.jpg

http://image.royalfun.net/images/wg53tyx03zdfr0etc7.jpg

http://image.royalfun.net/images/20ltglt6xiuiqp3v5azl.jpg

http://image.royalfun.net/images/ru4fy3fqfi5ohboqnvtl.jpg

http://image.royalfun.net/images/wgauwuf7mb0p69g0cv5j.jpg

http://image.royalfun.net/images/au9rxomx934adokvot73.jpg

http://image.royalfun.net/images/rn6t7pgwhyj4sgr0en7.jpg

http://image.royalfun.net/images/vssny3zi1n10cezco6l.jpg

http://image.royalfun.net/images/gj3iol9tcnqmcqh2wv2.jpg

http://image.royalfun.net/images/wjdo0o9y7j7m93plgzv.jpg

http://image.royalfun.net/images/bpiyfhxwor83oiyq543.jpg

http://image.royalfun.net/images/bnrlfq9pnlldec1ddy6f.jpg

http://image.royalfun.net/images/e62q5jfb9le6jerkmmza.jpg

http://image.royalfun.net/images/xxeorskr9g4xta8hbgp.jpg

http://image.royalfun.net/images/scap7qm89xsfp9wrm2c2.jpg

http://image.royalfun.net/images/lwmldtx4aqhd35lmw6ul.jpg

http://image.royalfun.net/images/101ip4yx7r5yuawnvx6r.jpg

http://image.royalfun.net/images/pmorpu0jsm6bhyuz9yze.jpg

http://image.royalfun.net/images/nwi1z8b8q7k81914d8t4.jpg

http://image.royalfun.net/images/tocpzvl56bbjfdacjh.jpg

http://image.royalfun.net/images/2fgk92q27iimjmykcck.jpg

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٩
تگ ها:


+ عشق.....

عشق چیست؟ مادر گفت عشق یعنی فرزند.

پدر گفت عشق یعنی همسر.

دخترک گفت عشق یعنی عروسک.

معلم گفت عشق یعنی بچه ها.

خسرو گفت عشق یعنی شیرین.

شیرین گفت عشق یعنی خسرو.

فرهاد گفت: …. ؟

فرهاد هیچ هم نگفت.

فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشمانی بارانی. میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد!‌ میخواست شکایت کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد؟ سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند! ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون میدانست او نباید بماند. و عشق معنا شد.

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٤
تگ ها:


+ welcom

 

 

قلب نظر یادتون نره قلب

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٤
تگ ها:


+  

وزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو
روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم
گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر
اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد
تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام
راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی
میدانستم تو نیز مثل همه …
نمیبخشم تو را …
دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت
نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را
دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام
مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و  غم
تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!عاشقانه ها

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٤
تگ ها:


+  

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٤
تگ ها:


+ تنهایی و فاصله

 

در دلـم آرزوی آمـدن ت مـی میــــــــرد
         ومیـان مــــن و تـــو فـاصلـ ـ ـ ـ ـه جـا مـی گیـــرد   
         مــن در ایـن دشـت جنـون تنهــــــایم
مـن از ایـن فـاصلـ ـ ـ ـ ـ ـ ـه هـا بیــــــــزارم
           و درایـن گستــره ی فـاصلـ ـ ـ ـه هـا مـی میــــــــــرم

مــــن میـــــان شـب و روز
        در تـن خشـک زمیــــــن
             مــــــــــــــــن میـان صحـرا
                      و میــــــــــان جنگــــــل
همـــه جـا یکـه و تنهــــا
خستــــــه از جـور زمـان
بـا تنـی خـورده بـه جـان زخمـــــی چنـد
                 مـی زنـم بانگ کـه وای
                 هستـــــی ام رفتــــه ببـاد
                  ضجـــــه ام را کـه شنیــــــــــــد؟!

جـای دل تنـــــگ تـر از مشـت مــن ست
             قصـه آمـــــــــــدن ت بـاد هــــواست        
                   بـا تـو بـــــودن دگـرم چـون رویـــــاست
نفســــــــــــــــــــــــــــــــــــــم مـی گیــرد
 مـی گشــایم نفســی پنجـــــــــــــــــره را
                          تـا تمـــامیت تـن خـود را بـه هــــوا بسپــــارم

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۳
تگ ها:


+ این رسم دنیاست دل من

 

 

ای تنهـــــــاتریـن دختــر شـب هـای احســاس

همــــــــــــه جـا تـــاریک است

مـی خـــــــواهـم بنویســـم

نمـی بینـــم کـه چـه بنویســــــــــم

امـا مـی دانـم از کـه مـی خــــواهـم بنویســـــم

مـی خــواهـم از تـــو بنویســــــــم

از تــو دختــــــــــر احســاس

از نگــــاه هـای عــــاشقت

از چشـــــم هـایت کـه سهـم چشــم هـای یکــــ نفــر بـــود

از بـــــوسه هـای عـــاشقانه ات

از حـــرف هـا و نوشتـــه هـای احسـاست

از احســـاسات پـــــــاکت

از عشقــــــی کـه در وجـــــــودت لانـه کـــرده بــــود

و از دلــــــــی کـه اکنــون

راز گـــــــــــریه هـای شبــانه اش

از پـس پـــرده هـای انتظـــــــــار نمایــان شـــد

امشبــــــ چقـــدر جـاده ی عشــــق خلــــــــــــوت است

هیــــــچ رهگذری از آن عبــور نمـی کنــد

هیـــــــــــچ صـــدایی شنیـــده نمـی شــــــود

امشبــــــ چقــدرعـــاشقی غـــــــــــــــــریب است

مـی خـــواهـم قـدری در جــــاده ی احســاسم قـدم بزنـــم

شـاید سکــــــوت ش بـا گـــــــریـه هـایـم بشکنــد

شـاید کمـی از درد هــــایـم التیـــــام یابــد

شـاید ایـن قلــب خستـــه و شکستـــــــــــه ام بـا هـر قـدم آرام گیـــــرد

شـاید قنــــدیل هـای ایـن قلـب یخــــــی آب شــود

شـاید ایـن احسـاس دوبـاره آبــــــــی شــود

نیمــی از راه را رفتـــــــــــــم

امـا دیگـر پـاهایـم تـــــوان رفتــن ندارنــد

مـی نشینـــم و بـه آسمــــــــان شبــــ خیــره مـی شـــوم

امشبـــــ آسمــان هـم مثـل دل مـن ابـــــــری ست

و بـه جـای ســـایه ی رخ عشــــــــق درمــاه

ســایـه ی قلـب شکستــــــه ام را در آسمــان مـی بینــم

نمـی دانـم ایـن قطــره هـای بـــــاران است یـا قطــــره هـای اشکـــ  قلـب مــــن

کـه صورتــــم را خیــــــــــس کــرده ؟!

ای قلـب تنهـــــــا و کوچکــــم اشکـــــ نـریـــــز

ایـن رســم دنیــاست کـه همیشـه مـی آینـــــــد و تـو را

عــــادت مـی دهنـــد

وابستـــــه می کننـــد

و آخــر تنهـــــایت می گذارنــد

ایـن رســم دنیـــاست کـه

رزهـای ســــرخ عشــــــق جـای خـود را بـه لالـــه هـای خــــونیـن مـی دهنـد

ایـن رســم دنیـــاست کـه

پاســخآبـــــی احســاست را بـا قرمـــــز خنجـــر هـا مـی دهنــد

ایـن رســـم دنیــــاست کـه

پاســخ دشـت مهــــربـانـی هـایت را بـا کـــــویـر نامهــــربـانـی هـا مـی دهنــد

ایـن رســـم دنیــــاست کـه

داغ شقــــــایـق عشـــــــــــقرا بـه دلـت مـی گذارنــد

آرام بــــــاش نـازکـــم

مـن صـاحب تمــــــــام تـــو

بـرای همیشـــه هـای زندگـی کنـــارت مـی مــــــــانـم

احسـاس مـی کنـم کلمــات دیگــــرهیـــــــــــــــچ تـــاب و تــــوانـی

بـرای احســـاسات مـــن ندارنـــد

دوسـت دارم نوشتـــه ام را همیــــن جـا تمـام می کنــــم

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۳
تگ ها:


+ دلگیرم ازتو

 

نیـامدن ت را بـه فــال نیکـــــ مـی گیــرم

از کجـا معلــوم کـه مـی آمـدی و

               خنـــده هـایت شبیـه خنـده هـای نـامـــردان نشـده بـود ؟!

از کجـا معلــوم  کـه مـی آمـدی و

دسـت هـایت بـه جـای بـوی نـــــوازش مـن در خــواب

بـوی دروغ عـــــاشقـی نمـی داد ؟!

شبـی کـه حــــرف هـایت را زدی و رفتـــــــی

             دلـم از تلخــــــــی حـرف هـایت شکستـــــــــــــــــ

از کجـا معلــوم کـه اگـر مـی مـــانـدی

لحظــه هـای عــاشقـی بـاز هـم بـا تــــو زیبـا بـــود ؟!

دلگیـــرم از تــو و از عشــــــــق ت

دلگیـــرم از ایـن روزهـا و شبــــ هـایـی کـه بـرایـم سـاختـی

               و خستــه از لحظـه هـایـی کـه پـر از خستگـی هـای مـــن استـــــــــ

دوری مـی تـوانـد بـوی تـــــو را بـا خـود ببـرد

امـا بـــــودنت را در قلبــم نـه !

دوری مـی تــوانـد صـــدایت را بـا خـود ببـرد

امـا تکــرار نـام تــــو را در حفـــره هـای مغـزم هرگـــــــــــــــز

مـن مـی تـوانـم بـــــــی تــو زندگــی کنـم

امـا نقــاشـی هـای بسیــاری مـی میــــــــرد

شعــرهـای بسیــاری ســـروده نمـی شــــود

و مــن هـر شبـــ پــاهـایـم را بـه دیــوار مـی کــــوبـم

تـا دردشـان کمتــــر شــود

مـــن مـی تـوانـم بـــــی بـوی تــــــــــــــــو

بـــی شنیــــــــــدن صـدایت

بــــی دسـت هـایت

            زندگـــی کنـــــــــــــــــــــــــــم

مـــن مـی تـوانـــم

امـا...

امـادشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوار است

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۳
تگ ها:


+ عکس

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٢
تگ ها:


+ سلام

سلام به همه ی دوستان گلم خوبین؟

امیدوارم حالتون خوب باشه بچه ها میخواستم بهتون بگم


شاید تادوروز نتونم اپ کنم چون عمه ی عزیزم فوت کرده

ولی سعی خودمو میکنم زود بتونم اپ کنم

و از شما دوستای گلم خواهش مندم یه صلوات برای شادی روحش بفرستین

بای بایممنون از همتون بای تا اپ بعدیناراحتناراحتگریه

ماچ                            دل شکسته                        قلب

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٩
تگ ها:


+ ساحل

  

در ساحلی نشسته بودم ناگهان صدایی به من گفت بنویس گفتم قلم ندارم گفت استخوانت را قلم کن گفتم جوهر ندارم گفت خونت را جوهر کن گفتم کاغذ ندارم گفت پوستت را کاغذ کن گفتم چه بنویسم گفت بنویس {عشق من دوستت دارم}

 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۸
تگ ها:


+ رویای من

اون حلقه که تو دستته طناب اعدام منه

ستاره غرق به خون تو سفره شام منه

تو اونجا غرق زندگی من اینجا غرق مردنم

مثل یه دیوونه دارم اشک می ریزم جون میکنم

از خونه بیرون میزنم طاقت موندن ندارم

باید بیام ببینمت یه هدیه ای برات دارم

چقدر شلوغه کوچه تون ببین چه شور و حالیه

اما تو سفره عقدتون جای یه چیزی خالیه

مگه میشه تو این لباس نبینمت رویای من

فقط بذار نگات کنم چیزی نگو حرفی نزن

بی دعوت اومدم ببخش مهمون ناخونده منم

خواستم کنارتو باشم لحظه پرپر زدنم

چیزی برام نمونده که وصلم کنه به این زمین

غیر یه رگ که بعد تو پاره میشه فقط همین

چشماتو روی من نبند نترس دارم تموم میشم

رو سفره ی عقدت میخوام گلهای قرمز بپاشم

این دم آخر بذار تا نگات کنم یه عالمه

عزیزکم ببخش اگه چشم روشنیم برات کمه

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۸
تگ ها:


+ دیدار تو

اگه عمرم یه نفس بود واسه دیدار تو بس بود

آخه عاشق تو بودم .نبودم؟

اگه دیر به تو رسیدم اگه آخرش بریدم

ولی آرزومو دیدم . ندیدم؟

از خدا چیزی نخواستم جز یه عشق یادگاری

پیشکش تو که یه روزی بتونی تنهام بذاری

از تو هم چیزی نخواستم که به فکر من نباشی

میدونی دلم نیومد پای عشق من فدا شی

اگه قسمتم نبودی ولی فرصتم که دادی

این دو روز آخر عمری با تو باشم

وقتی این شعرو میخونی که تو دنیای تو نیستم

از خدام بوده که با تو آشنا شم

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٧
تگ ها:


+ شک

گر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی

حتما برو ، بی معطلی

چون نمیبایست کار به شک می کشید ، که بیاندیشی یا نیاندیشی

همان لحظه ی شک ، کار تمام است

حمزه دردونه

نفرین به هرچی عشقه میخوام عاشق نباشم

 

 

دردونه

 

وقتی از کسی که خیلی دوسش داری مدت هاست که خبری نیست

 

خوشحال باش

چون حتمآ اوضاعش رو به راهه که از یادش رفتی

دردونه

پ.ن:یه آرزو تو قلبمه میخوام که اینو بدونی

مث دل عاشق من قلب کسی رو نشکونی

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٧
تگ ها:


+ هوای عشق تو

گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم

من از هوای عشق تو دل بکنم یا نکنم

با این سوال بی جواب پناه به آینه میبرم

خیره به تصویر خودم میپرسم از کی بگذرم

یه سوی این قصه تویی یه سوی این قصه منم

بسته به هم وجود ما تو بشکنی من میشکنم

نه از تو میشه دل برید نه با تو میشه دل سپرد

نه عاشق تو میشه موند نه فارغ از تو میشه مرد

هجوم بن بست رو ببین هم پشت سر هم روبرو

راه سفر با تو کجاست من از تو میپرسم بگو

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٧
تگ ها:


+  

دوباره آسمان این دل ابری شده !

 

 

دوباره این چشمهای خسته بارانی شده!

 

 

دوباره دلم گرفته.... و شعر دلتنگی را برای این دل می خوانم.

 

 

می خوانم و اشک می ریزم!

 

 

آنقدر اشک می ریزم تا این اشکها تبدیل به گریه شوند!

 

 

در گوشه ای تنها و خسته از این دنیا...!

 

 

دوباره این دل بهانه می گیرد و درد دلتنگی را در دلم بیشتر می کند.

 

 

خیلی دلم گرفته است ..!

 

 

مثل همان لحظه ای که آسمان ابری می شود.

 

 

خیلی دلم گرفته است .

 

مثل همان لحظه ای که پرنده در قفس اسیر است

 

 و با نگاه معصومانه خود به پرنده هایی که در آسمان

 

آزادانه پرواز می کنند چشم دوخته است.

 

 

دلم گرفته مثل لحظه ی تلخ غروب!

 

 مثل لحظه ی سوختن پروانه !

 

 مثل لحظه ی شکستن یک قلب تنها...!

 

 

دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید

 

و دوباره این دل بهانه می گیرد.

 

 

به کنار پنجره می روم !

 

نگاه به آسمان بی ستاره !

 

آسمانی دلگیرتر از این دل خسته!

 

 

یک شب سرد و بی روح !

 

سردتر از این وجود یخ زده...!

 

 

خیلی دلم گرفته است !

 

 احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است!

 

 

تنهایی مرا می سوزاند!

 

 دلم هوای تورا کرده است !

 

دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است!

 

 

آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است.

 

 

قناری پر بسته در گوشه ای از قفس  این دل نشسته و بی آواز است!

 

 

هوا ! هوای ابریست! هوای دلگیریست!

 

 

می خواهم گریه کنم. می خواهم ببارم.

 

 

دلم می خواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم!

 

اما نمی توانم!

 

 

خیلی دلم گرفته است!

 

 

اما کسی نیست تا با من درد و دل کند !

 

 

کسی نیست سرم را بر روی شانه هایش بگذارم و آرام شوم

 

هیچکس نیست............!!!

Free Image Hosting

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٦
تگ ها:


+ چیزایی که من گفتمو اون داره فکر میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتی :عاشقا نه هایت عشق نیست

 

                               گفتم: سبزه زلرش باطل نیست

 

گفتی :شعر هایت همه رنج و عذاب

 

                           گفتم :عاشقم بر فرض محال

 

گفتی :عشق چیست تو می دانی؟

 

                        گفتم :عشق هست معنای نادانی

 

گفتی :عشق فقط غم نیست

 

                       گفتم :غمش تموم زندگی ایست

 

گفتی:چرا عشق همزبانش دوری ایست

 

                      گفتم:شیرینی اش درد دو ری ایست

 

گفتی:چرا ماندن همیشه سخت است؟

 

                      گفتم:کودک عشقت کم سال است

 

گفتی:مرا این شوریده حالی چه حاصل ؟

 

                    گفتم : زمانی می رسد دانی بی حا صل

 

گفتی:پس از عشق فا صله گیرم

 

                   گفتم:از نفسهایم چه بگویم

 

گفتی :بی تردید عاشقم کردی

 

                    گفتم:عاشق نیستس عاشقی نکردی

 

گفتی:پس این همه عذاب چیست؟

 

                     گفتم:عاشقا نه هایم همه دلتنگی ایست

 

گفتی :از من خام نباش دلگیر

 

                      گفتم:عشق حاصل همین خا می ایست

 

گفتی می پندارم که تو عاشق ترینی

 

                   گفتم:عاشق ترین هم شود قربانی

 

گفتی:قربا نی تو میشوم روزی

 

                   گفتم:آن روز من دهم میهمانی

 

گفتی :مهما نی اش به عهده ی من

 

                    گفتم:مهمانش تو هستی در مرگ عاشقا نه ام

 

گفتی : اخر داستان عشقت همین بود؟

 

                    گفتم : معنی عشق همین است

 

گفتی:پس عشق از وصال می گریزد

 

                    گفتم:وصال به پای عشق نمی سوزد

 

گفتی :عشق چیست بی حاصل؟

 

                      گفتم :حاصلش نیست وصال عاشق

 

گفتی: پس ما هر دو عاشق ترینیم؟

 

                       گفتم :خوب می دانی که هر دو غافل ترینیم

 

گفتی:پس هر دو می شویم قربانی

 

                       گفتم:گر شویم قربانی ما هم ماندگاریم

 

نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٦
تگ ها:


+ خط خطی


حاضری جون فداش کنی ، وقتی کسی رو دوس داری


حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی


رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی


وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه


فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه


قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی


خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی


حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم


اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دو تا سیم


حاضری قلب تو باشه ، پیش چشمای اون گرو


فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو


حاضری هر چی دوس داشت ، به خاطرش رها کنی


حسابتو ، حسابی از مردم شهر جدا کنی


حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات


به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات


وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا میگذری


تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری


حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره


حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره


حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر


اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر


حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی


بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی


حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی


رو دست مجنون بزنی ، با غصه ، همخونه شی


حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن


دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن


حاضری اعتبار تو به خاطرش خراب کنن


کارتو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن


حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت


مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه رو به روت


وقتی کسی تو قلبته ، یه چیز قیمتی داری


دیگه به چشمت نمیاد اگر ثروتی داری


حاضری هر چی بشنوی حتی آگه سرزنشه


به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه


حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی


غرور تو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی


حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ


عاشق باشی ، اما بازم بگیری دستت تفنگ


حاضری هر چی گل داریم ، دونه به دونه بشمری


بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری


حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی


پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی


حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن


پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن


حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس


وقتی کسی رو دوس داری ، معنی نمی ده دیگه ترس


وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی


نذار که از دستت بره ، این گنج خیلی قیمتی

 
نویسنده : هستی دخترک تنها ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٥
تگ ها: