شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟

تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا؟

شبیه یک پرنده، خیس از باران که می آیم؟

تو با دستان پر مهرت، پناهم می شوی آیا؟

پس از طی کردن فرسنگها راهی که می دانی

کنار خستگیها، تکیه گاهم می شوی آیا؟

شناکردن میان خاک را بد من بلد هستم

تو اقیانوس موج آماج را هم می شوی آیا؟

نگاه ناشیانه من به هستی داشتم عمری

تو تصحیح تمام اشتباهاتم می شوی آیا ؟

ا گر بی روز و بی تقویم ماندم من

به و صل فصلهایت، سال و ماهم می شوی آیا؟

برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری

برای دوستت دارم گواهم می شوی آیا؟

شب افسانه ای با تو طلوع تازه ای دارد

تو در صبح اساطیری پگا هم می شوی آیا؟

صبور و ساده ای اما ،عمیق و ژرف،عشق من

برای حرف نجوا، نعره چاهم می شوی آیا؟

پس از صد سال ا گر بد ترجمه کردی نگاهم را

به پاس اشکهایم عذر خواهم می شوی آیا؟

تو شیرین تر از آن هستی که شادابیت کم گردد

و از خود تلخ می پرسم تباهم می شوی آیا؟!!!